
من،سکوت و شب
عاشق هم هستیم
و از آن لحظه که خورشید این را فهمیده...
زودتر به آسمان می آید
تا خروس های بی محل...
راحت مان نگذارند!!
امتحانات تموم شد و من در حال استراحتم...چند تا کتاب خوندم یکیش رمان بود با اینکه دوست نداشتم وقتم رو برای رمان بذارم اما جذبش شدم ...بعدی هم کتاب فرزند نیل بود سرگذشت حضرت موسی(ع).کلی اطلاعاتم زیاد شد خیلی کتاب عالی هست...به بچه هایی که بیکارند توصیه می کنم بخونند.
اتفاق بعدی هم این بود که با تلفن گویا استخاره گرفتم ببینم واسه سال دیگه درس بخونم فایده داره یا نه؟؟اصلا باید چیکار کنم.؟؟؟چون اصلا انگیزه نداشتم و این اومد->"بطور قطع نمی شه راجع بهش نظر داد اما به نظر میرسه انجام دادنش بهتر از ندادنش هست و ورود به مرحله جدیدی از زندگی که همراه سختی ها وخوشی هاست وعاقبت اش هم سعادت وپیروزی و خوشی است!"خب نظرتون چیه؟ جای من بودید چه می کردید؟!!
پ.ن:عجیب هوس مسافرت کردم..عجیب!
پ.ن:صفحه ذهنم کاملا خالی از هر مو جودیه واینو کسی باور نمی کنه!چه دنیایی!!...راستش حوسلم هم سر می ره اما چه کنم!
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح